همیشه معنی انگلیسی always aye constantly eternally ever forever still واژههای انگلیسی با این معنی ever هميشه، همواره، همه وقت ay هميشه، ابد، براي هميشه perpetually هميشه، دائما، بطور ابدي alway هميشه، پيوسته، همه وقت. eer هميشه، همواره، همه وقت everywhen هميشه، پيوسته، همه وقت semper هميشه، تاابد evermore هميشه toujours هميشه sempre هميشه . everblooming هميشه بهار، هميشه شکوفا. marigold گل هميشه بهار evergreen trees درختان هميشه سبز positive definite matrix ماتريس هميشه مثبت japanese andromeda بوته هميشه سبز اسيايي. maquis بيشه ي درختچه هاي هميشه سبز، عضو گروه پايدار فرانسوي هادر برابر، آلمانيهاي اشغالگر chucker پرتابگر هميشه خطازن (کريکت) danger warning level مقدار موجودي کالا که ميبايست هميشه در، انبار موجود باشد، حداقل موجودي douglas fir يک نوع گياه هميشه بهار بلندي که در غرب، امريکا مي رويد. negativism حالت کسيکه هميشه روي منفي سخن ميگويد يا، همه چيز را انکار ميکند negativistic حالت کسيکه هميشه روي منفي سخن ميگويد يا، همه چيز را انکار ميکند incessantly پيوسته، هميشه، دائما perennially بطور ماندگاريا دائمي، هميشه، دائما constantly پيوسته، هميشه، دائما