وارونه کردن معنی انگلیسی invert overturn upset واژههای انگلیسی با این معنی backward conditioning شرطي کردن وارونه backward chaining زنجيره اي کردن وارونه convert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن invert برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن tergiversating گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن turn گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن apostatizing دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن، گرداندن cant اصطلاحات مخصوص يک صنف يا دسته، زبان دزدها وکولي ها، طرزصحبت upend راست نشاندن، بر روي پايه نشاندن، افکندن. inverted arch برگرداندن، وارونه، قلب کردن