واژگون
معنی انگلیسی
inverse topsy-turvy over upset
واژههای انگلیسی با این معنی
- anastrophe سخن واژگون، قلب عبارت، کلمات مقلوب
- upset واژگون کردن، برگرداندن، چيه کردن
- overturn واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن
- capsize واژگون کردن، برگرداندن، برگشتن
- subvert واژگون ساختن، برانداختن، موقوف کردن
- turn turtle واژگون شدن ناو يا قايق (دريايي)
- topsyturvy وارونه، واژگون، سروته
- reverse وارونه، واژگون، معکوس
- topsy turvy وارونه، واژگون، سروته
- turned برگردانده، واژگون، چپه
- eversible برگرداندني، واژگون شدني
- overset برهم زدن، واژگون ساختن، سرنگون کردن
- subversive براندازنده، واژگون سازنده، مخرب
- campylotropous داراي تخمک خميده، داراي تخمک واژگون، واژگون تخمک
- irreversibly بطور تغيير ناپذير، چنانکه نتوان دگرگون يا واژگون ساخت يا لغو، نمود
- retrorse برگشت، وارونه، واژگون
- turn over برگشت، برگشتگي، واژگون شدگي
- evert برگرداندن، پشت روکردن، واژگون کردن
- reversal نقض، برگشت، واژگون سازي ياواژگوني
- topple رمبيدن، افتادن، برگشتن
- subversion واژگوني، انهدام، براندازي
- crankier سست، لغزنده، ناپايدار
- crankiest سست، لغزنده، ناپايدار
- cranky سست، لغزنده، ناپايدار