ور ور کردن معنی انگلیسی babble drone patter whir whirr واژههای انگلیسی با این معنی babble ور ور کردن، نا شمرده سخن گفتن، ياوه گفتن blathering ور ور کردن، نا شمرده سخن گفتن، ياوه گفتن palavering ور ور کردن، نا شمرده سخن گفتن، ياوه گفتن birl فرفره وار چرخيدن و صدا کردن، ور ور کردن، روي الوار شناور راه رفتن يا ايستادن wet stowage نوعي روش بارگير مهمات در خودروها با، غوطه ور کردن آنها در مايعات ضد شعله whish غژ، فر، ور ور lohmannizing غوطه ور ساختن فلز در نمکهاي ملقمه کننده، و سپس روکش کردن آنها توسط دو يا چند، آلياژ پوشاننده محافظ birr تند باد، عجله وسرعت، صداي چرخيدن. play بازي کردن، ور رفتن، شبيه دراوردن playable بازي کردن، ور رفتن، شبيه دراوردن plunge فرو رفتن، غوطه زدن (يا خوردن) غوطه ور شدن، شيرجه رفتن scout ديده ور، پيشاهنگ، خبرگير overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن nibble دندان زدن، خردخرد جويدن، گاز گرفتن whir صداي بال مرغ يا چرخ، ور، غر futz مسخره بازي کردن، فضولي و اذيت کردن، ور رفتن به putz کير، دول، چل