وکالت
معنی انگلیسی
proxy representation
واژههای انگلیسی با این معنی
- procuration وکالت، وکالت نامه، حصول
- proctorship وکالت، گماشتگي، ماموريت
- attorneyship وکالت، مقام وکالت
- proxyship وکالت، نمايندگي
- procuratory وکالت
- mandate وکالت نامه، قيوميت، دستور مردم
- legal profession حرفه وکالت، وکالت
- act as counsel وکالت کردن
- letters of procurator وکالت نامه
- power of attorney وکالت نامه
- warrant of attorney وکالت نامه
- bar examination امتحان وکالت
- referred brief وکالت انتخابي
- lawyering وکالت دادگستري، شغل قضايي
- advocatory وابسته به وکالت، وابسته به جانبداري، هوادارانه
- give powers به کسي وکالت دادن
- give soneone powers به کسي وکالت دادن
- disbar ازحق وکالت محروم کردن، ازکانون وکلابيرون کردن
- disbarment محروم سازي ازحق وکالت
- representational وابسته به نمايندگي يا وکالت، تجسمي، تناور
- pettiforggery حيله بازي يا مغالطه در وکالت، تشبث بوسائل پست
- pettifog بامغالطه و وسائل پست وکالت کردن، بحث زياد درمسائل جزئي کردن
- agentship نمايندگي، وکالت، ماموريت
- delegation نمايندگي، وکالت، نيابت