پاک کننده
معنی انگلیسی
cleanser
واژههای انگلیسی با این معنی
- expurgatorial پاک کننده، تصفيه ياتنقيح کننده، مربوط ببرداشتن موادبدازکتابي
- purificatory پاک کننده، پاک سازنده، تطهيري
- purificative پاک کننده، پا سازنده، تطهيري
- expurgatory پاک کننده، مربوط به برداشتن موادبدياهزليات ازکتابي
- cathartic پاک کننده، کار کن، مسهل
- purging پاک کننده، مسهل، تهي سازي روده
- detergent پاک کننده، داروي پاک کننده
- detersive پاک کننده، داروي پاک کننده
- kathartic پاک کننده، کارکن، مسهل
- purificator پاک کننده، تصفيه کننده
- eliminative پاک کننده، کار کن
- eliminatory پاک کننده، کار کن
- abstergent پاك كننده، شستشو دهنده، ماده پاك كننده
- brushing lacquer لاک پاک کننده
- degreasing agent عامل پاک کننده روغن
- sparking plug cleaner پاک کننده شمع اتومبيل، شمع پاک کن
- carburetor tickler پاک کننده لوله هاي کاربراتور
- puratorial برزخي، پاک کننده، تطهيرکننده
- expurgator درارنده موادبدياهزليات ازکتابي، پاک کننده، تصفيه کننده
- abradant ساينده، حک کننده، پاک کننده
- purgative کار کن، مسهل، پاک کننده
- abluent شستشو دهنده، چرک بر، دواي منطف
- emunctory مربوط به بيني پاک کردن، دفع کننده فضولات بدن، جهازدافع ياترشح
- fawning مداهنه، تملق، دم لابه