پایمال کردن معنی انگلیسی overrun stamp trample واژههای انگلیسی با این معنی trample پايمال کردن، پامال کردن، زير پا له کردن burke خاموش يا پايمال کردن choke خفه کردن، بستن، مسدودکردن shushing خفه کردن، بستن، مسدودکردن suppress موقوف کردن، توقيف کردن، فرو نشاندن shushes خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن strangle خفه کردن، زياد فشردن، خواباندن overmaster از پا درآوردن، شکست دادن، مطيع کردن outrage دست درازي، تخطي، غصب