پوشیدن
معنی انگلیسی
attire clothe cover slip wear
واژههای انگلیسی با این معنی
- wear پوشيدن، در برکردن، تن کردن
- wearable پوشيدن، در برکردن، تن کردن
- indue پوشيدن، پوشاندن، تهيه کردن براي
- dissimulate پوشيدن، پنهان کردن، بروي خودنياوردن
- forgo چشم پوشيدن، صرف نظر کردن از، ول کردن
- befog بامه پوشيدن، گيج کردن
- black sheep سياه پوشيدن
- renounce چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، دست کشيدن از
- forego چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن
- forgone چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن
- forwent چشم پوشيدن از، صرف نظرکردن از، خود داري کردن
- waive چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، اسقاط کردن
- condone چشم پوشيدن از، اغماض کردن، درگذشتن از
- revest جامه روحاني پوشيدن، روکش کردن، دوباره گماشتن.
- mab نامرتب لباس پوشيدن، لباس ژوليده .
- underdress غيررسميتر لباس پوشيدن، جامه ي خودماني پوشيدن، لباس نامناسب پوشيدن
- doll up بهترين لباس خود را پوشيدن، خود را اراستن.
- wearproof مقاوم در برابر استعمال يا پوشيدن
- overlay اندودن، پوشيدن، روکش کردن
- overlaid اندودن، پوشيدن، روکش کردن
- sheathe غلاف کردن، پوشيدن
- ignorable ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از
- ignore ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از
- quitclaim ترک دعوي، چشم پوشيدن از، واگذار کردن.