چشمی معنی انگلیسی eyed ocular ophthalmic optic visually واژههای انگلیسی با این معنی ocular چشمي، ديده اي، عيني ophtalmic چشمي rivalry هم چشمي، رقابت، (کوشش براي) برابري rivalship هم چشمي، رقابت، (کوشش براي) برابري emulation هم چشمي، رقابت، رشک monocular يک چشمي، ويژه يک چشم uniocular يک چشمي penuriousness تنگ چشمي، خست، خسيسي rotro-ocular پشت چشمي، عقب چشم. bollard eye چشمي موت bullring چشمي سينه، حلقه سينه ocular lens عدسي چشمي soft eye چشمي ساده eye splice پيوند چشمي، حلقه دائم flemish eye چشمي بافته sight check مقابله چشمي، مقابله نظري. eyebolt پيچ چشمي دار loup ذره بين چشمي suborbital زير کاسه چشمي، در زيرچشم، زير مدار زمين. emulous هم چشمي کننده، رشک برنده، غبطه خورنده emulative هم چشمي کننده، رقابت اميز emulator هم چشمي کننده، رقيب bull nose چشمي سينه ناو eyeplate صفحه چشمي دار