چنگال
معنی انگلیسی
claw clutch fork talon
واژههای انگلیسی با این معنی
- pounce چنگال، پنجه، جست ناگهان
- fork چنگال، سه شاخه، شانه
- forkful چنگال، سه شاخه، شانه
- prong چنگال، شانه، شاخه
- talon چنگال، ناخن، پنجه
- cable grip چنگال کابل
- claw hatchet تبر چنگال دار.
- grapnel ticks چنگال چهارشاخه
- knight fork چنگال اسب شطرنج
- chela چنگال قيچي مانند، انبرک، چنگول
- plate basket سبد قاشق و چنگال
- suricate تمس هندي چهار چنگال.
- coke fork چنگال يا انبر مخصوص ذغال کک
- nipper نيشگان گيرنده، چنگال، دندان پيشين اسب
- clutch چنگ، چنگال، چنگ زني
- pitchfork دوشاخه، چنگال، شانه
- paw پنجه، چنگال، دست
- forkedly بطور شاخه شاخه، بشکل چنگال
- branched شاخه دار، چنگال مانند، جناغي
- cutlery آلات برنده (چون چاقو و قيچي و مانند آنها)، کارد و چنگال
- place setting وسايل ميز غذاخوري، (کارد و چنگال و غيره) براي يک نفر، مقام پشت ميز.
- tormentor عذاب دهنده، چنگال بزرگ که درکشتي براي دراوردن گوشت، از....بکاربرند
- gadroon الگو يا قالب بيضي شکل که در کنده کاري بر، روي قاشق و چنگال و چوب دور پنجره و غيره، به کار ميرود
- hay fork چنگک، چنگال مخصوص بلند کردن بسته علف ويونجه .