چیدن معنی انگلیسی cut clip dispose make nip pick pluck range set stow واژههای انگلیسی با این معنی shear چيدن، لخت کردن، گوش (کسي را) بريدن mowed چيدن، درو کردن، فروريختن cull چيدن، گلچين کردن، حيوان ياچيزوازده clipping چيدن، تکه چيده شده pick over چيدن، برگزيدن. weave a plot توطئه چيدن weave-a-plot توطئه چيدن stow تنگ هم چيدن، خوب جا دادن tweezer چيدن (با موچين) conspiratress توطئه چيدن (ياکردن، ) اسباب چيني کردن، انديشه کردن در fake down چيدن طناب به طور طولي conspire توطئه چيدن براي کار بد، هم پيمان شدن، درنقشه خيانت شرکت کردن. imbricate مانند پولک ماهي روي هم چيدن، نيمه نيمه روي هم گذاشتن، فلس فلسي کردن snipper قيچي ويژه چيدن مو يا گياه . stallage پولي که بابت بساط چيدن بدهند، کرايه غرقه يا دکانچه block storing کنار هم چيدن کانتينرهاي مشابه، انبار کردن بارهاي قوال stowage plan طرح بارگيري ناو يا هواپيما يا چيدن، بارها در هواپيما يا ناو woolshed محل چيدن پشم گوسفندان و بقچه ي پشم stowage (عمل) تنگ هم چيدن ياخوب جادادن (کالا) machinate دسيسه کردن، دوز و کلک چيدن syllogize شکل منطقي درست کردن، صغري وکبري چيدن shorten کوتاه (تر) کردن، مختصرکردن، چيدن gather جمع کردن، گردکردن، چيدن nip سفت گرفتن، فشردن، چيدن