گردنده معنی انگلیسی circulator gyrator moving rotary rotatory واژههای انگلیسی با این معنی rotaries گردنده، چرخنده، چرخش دار rotary گردنده، چرخنده، چرخش دار trochoid گردنده، دوره گرد، محوري circulating گردنده، دورزننده، رايج ambulant گردنده، سيار، متحرک itinerant گردنده، سيار، دربدر revolvable گردنده، دور گرداني rotative گردنده، گرداننده refluent بر گردنده، فرو کش کننده magnet wheel چرخ گردنده، چرخ رتور pivot arm ميله گردنده، بازوي گردان، بازوي اتصال rotator ماهيچه گردنده، قسمت گردنده ماشين rotor plates جوشنهاي گردنده roasting jack سيخ کباب گردنده circumsolar دورخورشيد گردنده rotor قسمت گردنده ماشين، استوانه عمودي وگردنده ....بادبان کار ميکند reflexive بر گردنده بخود فاعل reflexivity بر گردنده بخود فاعل rotary-wing aircraft هواپيما با بال گردنده turn table (در راه آهن) صفحه گردنده، لوکوموتيو گردان pantoscope دوربين عکاسي که عدسي گردنده، داردوازدورنماي مسلسل عکس برميدارد dumb-waiter قفسه اي که طاقچه هاي گردنده دارد، اسباب براي بالابردن ظروف panoramic camera دوربين عکاسي که عدسي گردنده داردو، ازدورنماي مسلسل عکس برميدارد blade flapping حرکت تيغه هاي گردنده هليکوپتر حول، لولاي افقي