گرسنه معنی انگلیسی hollow hungry starveling واژههای انگلیسی با این معنی hungrily گرسنه، دچار گرسنگي، حاکي از گرسنگي hungry گرسنه، دچار گرسنگي، حاکي از گرسنگي sharp set گرسنه، با اشتها، بسيار مشتاق esurient گرسنه، حريص chickling گرسنه peckish گرسنه starveling آدم يا جانوري که گرسنگي بکشد، گرسنه، گرسنگي خور famished قحطي زده، گرسنه keen-set آرزومند، گرسنه keen set مشتاق، ارزومند، گرسنه hunger گرسنگي، (مج) آرزو، اشتياق