گرفتن از
معنی انگلیسی
divest
واژههای انگلیسی با این معنی
- skim کف گرفتن از، سر شيرگرفتن از، سبک گذشتن از
- reassume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- reoccupy از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- resume از سر گرفتن، دنبال کردن، دوباره بدست آوردن
- despumate کف گرفتن از، کف کردن، کف دادن
- dehydrate آب گرفتن از، بي آب کردن
- exsanguinate خون گرفتن از، خون کشيدن از، بي خون کردن
- ablactation از شير گرفتن، فطام، شيرواگيران
- desalt نمک گرفتن از، نمک گيري کردن از.
- ablactate از شير گرفتن
- wean از پستان گرفتن، از شير مادر گرفتن، وا گرفتن
- demorphinization از مرفين گرفتن
- decalcified مواداهکي گرفتن از، بي اهک کردن
- decalcifies مواداهکي گرفتن از، بي اهک کردن
- decalcify مواداهکي گرفتن از، بي اهک کردن
- early weaning از شير گرفتن زودرس، شيرسوز کردن
- overrent اجاره زياد گرفتن از، اجاره زياد بستن بر
- immune from disease مصون از گرفتن ناخوشي
- obvert نتيجه معکوس گرفتن از
- undergrip گرفتن زيمناست از زير
- moralize نتيجه اخلاقي گرفتن از، از لحاظ اخلاقي تعبير کردن
- remission of taxes صرف نظر از گرفتن ماليات، گذشت از ماليات
- cancerphobia ترس نابهنجار از سرطان گرفتن، سرطان هراسي، وسواس سرطان
- take a sight ارتفاع گرفتن (از جرم آسماني)، syn : shoot، take the altitude