گریختن معنی انگلیسی decamp elope escape flee fly wriggle واژههای انگلیسی با این معنی scape گريختن، در رفتن، فرار کردن absconded گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconding گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconds گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن flee گريختن، در رفتن، فرارکردن scarper گريختن، فرار کردن. abscond گريختن، فرار كردن، دررفتن elope (باعاشق يافاسق خود) گريختن، خانه ياجفت خودراگذاردن وفرارکردن pass cut روش گريختن مهاجم بي گوي از چند مدافع، (لاکراس) delayed steal دزدانه گريختن بسوي پايگاه هنگام پرتاب، توپگير (بيس بال) skedaddle فرار کردن، گريختن، پا بفرار گذاردن scamper در رفتن، گريختن، زه زدن overslip از دست دادن، گريختن از پيش jailbreak فرار از زندان، گريختن از محبس (بازور). decamp رخت بربستن، کوچيدن، گريختن run away گريزان، فراري، گريختن