گزیدن معنی انگلیسی appoint bite choose opt select sting tag take واژههای انگلیسی با این معنی choose گزيدن، برگزيدن، انتخاب کردن selecting گزيدن، گزيننده . bite گازگرفتن، گزيدن، نيش زدن mischoose بد انتخاب کردن، بد گزيدن، بد گزين کردن immigrate مهاجرت کردن، ميهن گزيدن، توطن کردن reelect تجديد انتخاب کردن، دوباره گزيدن. urticate بسوزش اوردن، سوزش دادن، گزيدن nettle گزنه، توخ، دغدغان chosen برگزيدن، انتخاب کردن، اختيارکردن nestle ؟شيان گرفتن، لانه کردن، جا گرفتن ihhabiting ساکن شدن در، مسکن ساختن، سکني گرفتن در inhabit ساکن شدن در، مسکن ساختن، سکني گرفتن در bield شيرکردن، تشجيع کردن، شهامت دادن house خانه، سراي، منزل