گواهی کردن معنی انگلیسی certify witness واژههای انگلیسی با این معنی forejudge تصديق بلاتصور کردن، پيش از شنيدن گواهي داوري کردن در natarize دفتر اسناد رسمي را اداره کردن، محضر داري کردن، گواهي رسمي کردن. attest گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن vouch ضمانت کردن، اطمينان کردن، تاييد کردن intestable فاقد صلاحيت، وصيت کردن، ناشايسته براي گواه بودن يا گواهي دادن testified گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testifies گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testify گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن depone معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن depose معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن certifiably تصديق کردن، گواهي دادن certified تصديق کردن، گواهي دادن certifies تصديق کردن، گواهي دادن certify تصديق کردن، گواهي دادن