گوش
معنی انگلیسی
corner
واژههای انگلیسی با این معنی
- ear گوش، شنوايي، سامعه
- cornerman گوش، زننده کرنر
- harkee گوش، گوش بده
- ear for music گوش، موسيقي
- vigilante به گوش، مراقب، هشيار
- triangular سه گوش، (بشکل) مثلث، سه جانبه
- earless بي گوش، بي دسته، فاقدگوش موسيقي ياگوش ضربي
- sexangle شش گوش، شش گوشه، شش بر
- leg-of mutton سه گوش، (مانند ران گوسفند)
- decagon ده گوش، ده گوشه، ده ضلعي
- hexagon شش گوش، شش بر، شش پهلو
- three cornered سه گوش، سه گوشه
- outside left گوش چپ
- three-cornered سه گوش
- square چار گوش، چهار گوشه، مربع
- opaque پشت گوش، مات، حاجب ماورا
- tympana طبل گوش، گوش مياني، زمينه سنتوري
- tympanum طبل گوش، گوش مياني، زمينه سنتوري
- ear-mark داغ گوش، نشان (درگوش گوسفند وجانوران ديگر)، نشان کردن
- heptagon هفت گوش، هفت گوشه، هفت ضلعي
- septangle هفت گوش، هفت گوشه، هفت ضلعي
- cochlea صدف گوش، حلزون گوش
- cochleae صدف گوش، حلزون گوش
- cochlear صدف گوش، حلزون گوش