گوشتالو معنی انگلیسی beefy chubby fat fattish fleshy full meaty واژههای انگلیسی با این معنی plump گوشتالو، پرگوشت، چاق fleshier گوشتالو، گوشتي، بي استخوان fleshiest گوشتالو، گوشتي، بي استخوان fleshy گوشتالو، گوشتي، بي استخوان brawny گوشتالو، گوشت آلود، ماهيچه دار plumpish گوشتالو، سمين. sarcocarp ميوه ي گوشتالو، بخش گوشتي ميوه، گوشت بر pursy فربه، گوشتالو، تنگ نفس pudgier خپل، گوشتالو pudgiest خپل، گوشتالو pudgy خپل، گوشتالو berried حبه دار، گوشتالو. boletus بولتوس، نوعي قارچ درشت و گوشتالو به رنگهاي، مختلف rotund گرد، مدور، گوشتالو crumbier مانند مغزنان، خميري، گوشتالو crumbiest مانند مغزنان، خميري، گوشتالو crummier مانند مغزنان، خميري، گوشتالو crummiestcrumby مانند مغزنان، خميري، گوشتالو crummy مانند مغزنان، خميري، گوشتالو obese فربه، تنومند، گوشتالو corpulent فربه، تنومند، گوشتالو roly poly خميري که ميوه يامربا به آن بمالندوآنرا لوله، کرده بپزند، خپل fubsy خپل، چاق وچله، کوتاه وکلفت