گیرانداختن معنی انگلیسی corral enchain hitch mesh snare واژههای انگلیسی با این معنی betray گيرانداختن، لودادن، خيانت کردن به betry گيرانداختن، لو دادن، تسليم کردن entangle گرفتارکردن، گيرانداختن، پيچيده کردن circumvent باحيله پيش دستي کردن بر، گول زدن، گيرانداختن circumventive باحيله پيش دستي کردن بر، گول زدن، گيرانداختن