anlage
معنی فارسی
پايه ، اساس، مبناي رشد بعدي، بنياد
رجوع شود به primordium
معنی کامل و مثالها
/än´lä´gǝ/n., pl.
● پایه، اساس، مبنای رشد بعدی، بنیاد
● رجوع شود به: primordium
پايه ، اساس، مبناي رشد بعدي، بنياد
رجوع شود به primordium
/än´lä´gǝ/n., pl.
● پایه، اساس، مبنای رشد بعدی، بنیاد
● رجوع شود به: primordium
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن