دیکشنری فارسی

radix

UKrədiks

معنی فارسی

پايه مبدا اصل مبدا سرچشمه منبع

معنی کامل و مثال‌ها

/rā´diks/n., pl.

(گیاه) ریشه

رجوع شود به: radicle

(زبان شناسی) واج ریشه، ریشه‌ی لغت

(ریاضی) پایه (شمارش)، مبنا (شمارش و لگاریتم)

مترادف‌ها

noun
[Lat.] Root, radical, etymon, primitive word.

واژه‌های دیگر با معنی «پايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن