radix
UKrədiks
معنی فارسی
پايه مبدا اصل مبدا سرچشمه منبع
معنی کامل و مثالها
/rā´diks/n., pl.
● (گیاه) ریشه
● رجوع شود به: radicle
● (زبان شناسی) واج ریشه، ریشهی لغت
● (ریاضی) پایه (شمارش)، مبنا (شمارش و لگاریتم)
مترادفها
noun
[Lat.] Root, radical, etymon, primitive word.