دیکشنری فارسی

headstock

معنی فارسی

پايه ، بستر ،

قسمتي ازماشين که ميله گردنده اي روي ان

قرارميگيرد

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´stäk´/n.

● (مکانیک) پایه‌ی صفحه‌ی نظام، سر دستگاه، (ماشین تراش) نگهدار مرغک ثابت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the stationary support in a machine or power tool that supports and drives a revolving part (as a chuck or the spindle on a lathe)

واژه‌های دیگر با معنی «پايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن