دیکشنری فارسی

headstock

معنی فارسی

پايه ، بستر ،

قسمتي ازماشين که ميله گردنده اي روي ان

قرارميگيرد

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´stäk´/n.

(مکانیک) پایه‌ی صفحه‌ی نظام، سر دستگاه، (ماشین تراش) نگهدار مرغک ثابت

واژه‌های دیگر با معنی «پايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن