دیکشنری فارسی

arraying

UKəreiiŋ

معنی فارسی

آراستن پوشاندن منظم کردن صف نظم ترتيب لباس آرايش

واژه‌های دیگر با معنی «آراستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن