دیکشنری فارسی

bestead

معنی فارسی

ياري کردن کمک کردن بدردخوردن سودمندبودن

معنی کامل و مثال‌ها

/bē sted´/adj., vt.

(قدیمی)

واقع، قرار گرفته

کمک کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ياري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن