bestead
معنی فارسی
ياري کردن کمک کردن بدردخوردن سودمندبودن
معنی کامل و مثالها
/bē sted´/adj., vt.
● (قدیمی)
● واقع، قرار گرفته
● کمک کردن
ياري کردن کمک کردن بدردخوردن سودمندبودن
/bē sted´/adj., vt.
● (قدیمی)
● واقع، قرار گرفته
● کمک کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن