دیکشنری فارسی

circuiting

UKsəːkjuːitiŋ

معنی فارسی

دور محيط جريان مسير وسعت مدار بخش گردش

واژه‌های دیگر با معنی «دور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن