دیکشنری فارسی

conjoiner

معنی فارسی

پيوستن وصل کردن قرين شدن مقترن (حق.) همسر زوج

واژه‌های دیگر با معنی «پيوستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن