convocate معنی فارسی دعوت کردن احضارکردن جمع آوري کردن واژههای دیگر با معنی «دعوت کردن» invite دعوت کردن، خواندن، طلبيدن convoke دعوت کردن، احضارکردن، جمع آوري کردن invite to tender دعوت به مناقصه يا مزايده کردن call صدا کردن، خواندن، دعوت کردن challengo مبارزه کردن، ادعا کردن، دعوت کردن summon فراخواندن، احضار کردن، خواندن bid فرمودن، امرکردن، خواندن vocation کار، شغل، کسب