convoke
معنی فارسی
دعوت کردن احضارکردن جمع آوري کردن
معنی کامل و مثالها
/kǝn vōk´/vt.
● فراخواندن، دعوت کردن، (برای شرکت در گردهمایی) احضار کردن
the next gathering of the delegates will be convoked tomorrow
همایش بعدی نمایندگان فردا تشکیل خواهد شد.
مترادفها
verb active
Convene, assemble, summon, muster, call together, bring together.