دیکشنری فارسی

coryphaeus

معنی فارسی

سردسته ، سرخوان (درنمايش هاي يوناني)

معنی کامل و مثال‌ها

/kôr´ǝ fē´ǝs/n., pl.

(تئاتر یونان باستان) رهبر دسته‌ی خوانندگان

(جنس یا فرقه) رهبر

واژه‌های دیگر با معنی «سردسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن