دیکشنری فارسی

daubing

UKdɔːbiŋ

معنی فارسی

اندودن ماليدن (با) بدرنگ کردن چرک کردن نمادادن اندود

تعریف انگلیسی

noun
  1. the application of plaster

واژه‌های دیگر با معنی «اندودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن