دیکشنری فارسی

defeature

معنی فارسی

شکست، از شکل افتاده گي، بيقوارگي.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē fē´chǝr/n.

(قدیمی) عیب، نقص، زشتی، از ریخت افتادگی

(مهجور) شکست

واژه‌های دیگر با معنی «شکست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن