دیکشنری فارسی

diffraction

UKdifrækʃən USdıf'rækʃən

معنی فارسی

شکست انکسار

معنی کامل و مثال‌ها

/di frak´shǝn/n.

(فیزیک - نور و غیره) شکست، انکسار، خمش، تفرق، پراش

electron diffraction

پراش الکترون‌ها

* diffractor n.

پراشگر، پراشنده

واژه‌های دیگر با معنی «شکست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن