diffraction
UKdifrækʃən
USdıf'rækʃən
معنی فارسی
شکست انکسار
معنی کامل و مثالها
/di frak´shǝn/n.
● (فیزیک - نور و غیره) شکست، انکسار، خمش، تفرق، پراش
electron diffraction
پراش الکترونها
* diffractor n.
پراشگر، پراشنده