دیکشنری فارسی

fiasco

UKfiæskou USfı'æskəu

معنی فارسی

شکست ناکامي

مترادف‌ها

noun
[It.] Failure, fizzle, abortive attempt, ignominious failure.

واژه‌های دیگر با معنی «شکست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن