دیکشنری فارسی

refraction

UKrifrækʃən

معنی فارسی

شکست انکسار

معنی کامل و مثال‌ها

/ri frak´shǝn/n.

(نور یا صدا یا گرما) انکسار، شکست، بازشکن

(نجوم) بازشکن نور ستاره

(قدرت چشم در منکسر کردن نور) توان بازشکن، بازشکن توانی

بازشکن سنجی، شکست‌سنجی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the change in direction of a propagating wave (light or sound) when passing from one medium to another
  2. the amount by which a propagating wave is bent

مترادف‌ها

noun
Deflection (of rays), deviation.

واژه‌های دیگر با معنی «شکست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن