دیکشنری فارسی

discommodity

معنی فارسی

ناراحتي زحمت اسباب زحمت

معنی کامل و مثال‌ها

/-mäd´ǝ tē/n., pl.

(قدیمی)

ناراحتی

کاستی، کم‌داشت

واژه‌های دیگر با معنی «ناراحتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن