discommodity
معنی فارسی
ناراحتي زحمت اسباب زحمت
معنی کامل و مثالها
/-mäd´ǝ tē/n., pl.
● (قدیمی)
● ناراحتی
● کاستی، کمداشت
ناراحتي زحمت اسباب زحمت
/-mäd´ǝ tē/n., pl.
● (قدیمی)
● ناراحتی
● کاستی، کمداشت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن