دیکشنری فارسی

unease

UKʌniːz USə'ni:z

معنی فارسی

ناراحتي پريشان حالي

معنی کامل و مثال‌ها

/un´ēz´/n.

ناراحتی، پریشان حالی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the trait of seeming ill at ease
  2. physical discomfort (as mild sickness or depression)

واژه‌های دیگر با معنی «ناراحتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن