discourages
UKdiskʌridʒiz
USdıs'kə:rıdʒız
معنی فارسی
دلسردکردن بي جرات ساختن سست کردن بازداشتن تصويب نکردن
دلسردکردن بي جرات ساختن سست کردن بازداشتن تصويب نکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن