دیکشنری فارسی

discursiveness

UKdiskəːsivnəs

معنی فارسی

پراکنده بي ترتيب پرت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being discursive

واژه‌های دیگر با معنی «پراکنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن