دیکشنری فارسی

dispread

معنی فارسی

پخش کردن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. spread abroad or out “The sun dispread its beams” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پخش کردن.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن