دیکشنری فارسی

drudging

UKdrʌdʒiŋ

معنی فارسی

زحمت کش جان کن مزدورجان کن جان کندن بيميلانه کارکردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. doing arduous or unpleasant work “drudging peasants” “the bent backs of laboring slaves picking cotton” “toiling coal miners in the black deeps”

واژه‌های دیگر با معنی «زحمت کش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن