eyewink
معنی فارسی
چشمک اشاره
معنی کامل و مثالها
/-wiŋk´/n.
● چشمک
● لحظه، آن، دم
he died in an eyewink
در یک آن جان سپرد.
چشمک اشاره
/-wiŋk´/n.
● چشمک
● لحظه، آن، دم
he died in an eyewink
در یک آن جان سپرد.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن