دیکشنری فارسی

eyewink

معنی فارسی

چشمک اشاره

معنی کامل و مثال‌ها

/-wiŋk´/n.

چشمک

لحظه، آن، دم

he died in an eyewink

در یک آن جان سپرد.

واژه‌های دیگر با معنی «چشمک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن