figure on معنی فارسی توجه کردن اطمينان داشتن در صدد بودن. واژههای دیگر با معنی «توجه کردن» attend توجه کردن، رسيدگي کردن (به)، حضور داشتن (در) draw attention توجه کسي را جلب کردن، توجه جلب شدن advert عطف کردن، توجه کردن، اشاره کردن consider رسيدگي کردن (به، ) توجه کردن (به، ) سنجيدن heed اعتنا، توجه، محل گذاشتن به unheeding اعتنا، توجه، محل گذاشتن به hollo (ندا براي جلب توجه يا صدا زدن کسي از دور يا، تاراندن سگ شکاري)، آهاي! favor (favour) التفات، توجه، مرحمت holloo (صدا براي جلب توجه) اهوي، اهاي، ياالله ingratiate طرف توجه قرار دادن، محبوب کردن، شيرين کردن