flabby
UKflæbiː
US'flæbı
معنی فارسی
سست نرم ول اويخته شل
معنی کامل و مثالها
/flab´ē/adj.
● (در مورد گوشت و عضله مثلا غبغب) نرم و شل، شل و آویخته، شل و ول
flabby muscles
عضلات سست
● ناتوان، کم زور، بی حال
مترادفها
adjective
Soft, yielding, inelastic, limp. See flaccid.