دیکشنری فارسی

flickered

UKflikəd US'flıkəd

معنی فارسی

لرزيدن کورکور کردن پرپر زدن جنبش لرزش دارکوب پر طلايي

واژه‌های دیگر با معنی «لرزيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن