flickered
UKflikəd
US'flıkəd
معنی فارسی
لرزيدن کورکور کردن پرپر زدن جنبش لرزش دارکوب پر طلايي
لرزيدن کورکور کردن پرپر زدن جنبش لرزش دارکوب پر طلايي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن