gleamy
UKgliːmiː
معنی فارسی
تابنده پرتوافگن باروشنايي ضعيف تابنده
تابنده پرتوافگن باروشنايي ضعيف تابنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن