دیکشنری فارسی

handed

UKhændid US'hændəd

معنی فارسی

دست دسته دستينه مهارت پيمان عهد دادن کمک کردن پيچيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or involving the use of hands “a handed, tree-living animal” “a four-handed card game”

واژه‌های دیگر با معنی «دست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن