دیکشنری فارسی

manus

US'meınıs

معنی فارسی

دست ، اختيار داري شوهر بزن

معنی کامل و مثال‌ها

/mā´nǝs/n., pl.

● (بخش پایانی دست مهره‌داران مثلا کف دست و انگشتان انسان یا مچ و سم پای جلوی چهار پایان) دست، دست‌سانه

● (حقوق رومی) اختیارات شوهر نسبت به زن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the (prehensile) extremity of the superior limb “he had the hands of a surgeon” “he extended his mitt”

واژه‌های دیگر با معنی «دست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن