دیکشنری فارسی

manus

US'meınıs

معنی فارسی

دست ، اختيار داري شوهر بزن

معنی کامل و مثال‌ها

/mā´nǝs/n., pl.

(بخش پایانی دست مهره‌داران مثلا کف دست و انگشتان انسان یا مچ و سم پای جلوی چهار پایان) دست، دست‌سانه

(حقوق رومی) اختیارات شوهر نسبت به زن

واژه‌های دیگر با معنی «دست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن