hear say معنی فارسی شايعه اوازه خبر چيز شنيده مسموعات. واژههای دیگر با معنی «شايعه» rumour شايعه، شهرت، خبر hearsay شايعه، اوازه، خبر reportedly طبق گزارش يا شايعه، ظاهرا، بطوري که شايع است rumormonger هوچي، خبر کش، کسيکه شايعه ميسازد. grapevine درختانگور، تاک، مو Baconian وابسته به عقايد فرانسيس بيکن، پيرو فلسفه يبيکن، بيکن گرا fame شهرت، نام، اوازه notoriousness شهرت، نام، اوازه report گزارش، شرح، تفضيل