دیکشنری فارسی

rumour

UKruːmər

معنی فارسی

شايعه شهرت خبر آوازه همهمه شايعات اراجيف شهرت دادن خبردادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. gossip (usually a mixture of truth and untruth) passed around by word of mouth
  2. tell or spread rumors “It was rumored that the next president would be a woman” “Somebody ----s” “Somebody ----s that CLAUSE”

واژه‌های دیگر با معنی «شايعه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن